تبلیغات
گلواژه - زبان تفنگ همیشه آتش نیست . ( به بهانه ی انتشار کتاب نه دال نوشته ی دکتر اردشیر صالحپور)

زبان تفنگ همیشه آتش نیست . ( به بهانه ی انتشار کتاب نه دال نوشته ی دکتر اردشیر صالحپور)

نویسنده :اسدالله اسدی
تاریخ:یکشنبه 5 مرداد 1393-10:11 ب.ظ

کتاب  تفنگ نه دال که شرح زندگی و مبارزات آعلیداد خدر سرخ پهلوان نامدار بختیاری است توسط دوست بزرگوار و فرهیخته ام دکتر اردشیر صالحپور در اسفند ماه یکهزار وسیصدونود و دو با قلمی شیوا و شعرگونه وارد بازار کتاب شد.این کتاب که از زبان تفنگ نه دال روایت می شود زندگی پرفرازو نشیب یکی از نامداران قوم بختیاری را بازگو می کند. همانگونه که در روایت آمده است،این تفنگ از سوی دولت عثمانی به اسدخان بهداروند در برابر تحویل چند تن از یاغیان و متجاسران بصره که او آنها رادستگیر و تسلیم پاشای عثمانی کرده بود پیشکش گردیده است .نام دیگر این تفنگ حاج مصطفی می باشد که ظاهرا نام سازنده ی آن است.   این خلعتی نفیس دولت عثمانی به اسد خان بهداروندچون از مسیر راه مکه گذشته و وارد خاک ایران گردیده به نام تفنگ حجی نیز معروف گشته است . ونهایتا چون آعلیداد به یک تیرآن نه کرکس را یکجا کشته بود تفنگ نه دال نیز نام گرفت .ماجرای این نامگذاری آنهم از زبان خود تفنگ بسیار جالب و خواندنی است که نویسنده  به زیبایی هرچه تمامتر به معرفی آن می پردازد .بنابراین نیازی به تکرار شرح آن نیست .آنچه مرا به نوشتن این مطلب واداشته است ،در واقع خاموشی و فراموشی شعله های بی قرار آن است که تا عمق جانش رسوخ کرده و با خود گم شدنش در کنج موزه ای در زیر زمینی سرد و سیمانی محبوس است درحالیکه زبانش پراست از ناگفته هایی  در مورد تاریخ قومی که خوشبختانه صفحاتی از آن را در کتاب مذکور بازگو می کند همانگونه که کوه منگشت سرافراز نیز بخشی از خاطرات خود رادر پاسخ به منظومه ی منگشت به زبان آورده است .تا کنون دو عنصر اساسی که در زندگی مردم بختیاری نقش های مهمی را ایفا می کردند به زبان در آمده اند یعنی کوه و تفنگ ،و عنصر سوم اسب است که آنهم بدون تردید نقش آن در آینده ای نزدیک توسط یکی دیگر از پژوهندگان این قوم و از زبان این یار نجیب و همیشه آماده ی رکاب ،بازگو خواهد شد.علاقه ی اقوام ایرانی از جمله و بویژه قوم بختیاری به تفنگ و اسب نه به خاطر جنگ و تجاوز ،بلکه به سبب دفاع از قلمرو وزیستگاه واز همه مهمتر آب و خاک و مرزهای پر گهر کشورشان بوده است  وگرنه کسی  تفنگ را برای کشتن وتجاوز دوست نمی دارد و تا آنجایی که  مهر وبیان وزبان کارساز باشدو چون دژی استوار بتواند جلو تجاوز و خودسری وخودرایی را بگیرد دهان هیچ تفنگی به آتش گشوده نخواهد شد  ،وبا تامین آرامش وآزادی که  زمان مشروطه شاهد نمونه ی بارز آن هستیم .و هنگامیکه امنیت و آرامش بر محیط زندگیشان گسترده می شد می بینیم که زبان تفنگ همیشه آتش نیست به عکس ، به جای تفنگ قلم می نشیند وتاریخ خویش را از زبان تفنگشان آنهم با حسرت و دریغ و تاسف از برادر کشی ها و جنگ های داخلی که نقش بیگانگان هم به وضوح در آن آشکاراست بیان می شود . اگر زمانی قنداق تفنگ خود را با گرمی دستانشان نوازش می کردند اکنون قلمشان را با سرانگشتان ، به مهر می نوازند واگر همیشه این چنین باشد ،برای دستی که تفنگ پر می کند و ماشه می چکاند هورا نمی کشند و برای مهر و آشتی کشته شده دریا دریا می گریند. و به جای تفنگ خود را سرزنش می کنند.چه کسی دوست دارد ستارگان آسمان کم شوند جز مغز های بیمار و موریانه پرست که نور رادشمن می انگارند واز آن گریزانند .هیچ انسان فرهیخته ای  تفنگ را برای ستاندن جان به دست نمی گیرد و  به گرمای آتش زبانش را نمی گشاید .و البته تفکر راستین بایدکه به  پیوند ها و پیمان ها پایبند بماند و در پشت پرده ی ناجوانمردی ودروغ به دسیسه های شیطانی سفره ی ریا به لباس مهر و آشتی نگستراند آنگونه که  سرنوشت صاحب نه دال را رقم زدند و در حالی که نه دال دهان وسینه خود را از سرب و باروت خالی کرده و در گوشه ای به دور از دستان گرم آعلیداد آرمیده بود شاهد قمه ریز شدن صاحبش نشود و برای همیشه در خاموشی بماند.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




Admin Logo
themebox Logo