تبلیغات
گلواژه - مردی که خاک هم، بر گلویش بوسه می زند (در مورد استاد بهمن علاءالدین )

مردی که خاک هم، بر گلویش بوسه می زند (در مورد استاد بهمن علاءالدین )

نویسنده :اسدالله اسدی
تاریخ:جمعه 25 مهر 1393-08:38 ب.ظ

او آنچنان می زیَد که چون شناگری ماهر در مسیر شعر و موسیقی ، تن به خیزاب نمی دهد وبا نیروی بر خاسته از دانسته های شعر و ملودی و دایره ی واژگانی گسترده ی خود بر همه ی خیزش و خروش ها با توانمندی بی مانندی به آرامی به هر سوی که می خواهد شنا می کند .آگاهی به نمادهای فرهنگی و نشانه های شکوهمند زبان قومی او رهگذری است تا او را به اسطوره های ملی و نیاکانی اش رهنمون سازد و با تکیه بر این بنیاد در آواز مقامی کشور شوری دیگر افکند و آیندگان را به نگرشی راستین و ارزنده در راستای شعر و موسیقی اصیل دیارمان رهنمون باشد .او با کارهای ارزشمندش به گونه ای نگرندگان آثارش را یاری می رساند تا دریابند که تنها با پژوهش و سخت کوشی و شناخت کامل بر هر آنچه را که می خواهند ارائه نمایند ، می توان به نتیجه رسید و مهر و دل مردم را بدون هر گونه خود خواهی و غرور به دست آورد .استاد بهمن علا ء الدین به خوبی دریافته بود که همانگونه که کوچ ها پراکندگی زبان را موجب می شوند باید با کوچ همسفر شد و این گستردگی را شناخت و به همین دلیل می بینیم که با در کنار قرار گرفتن لهجه های متفاوت قوم مرزهای زبانی شکسته می شوند واز تعصبات لهجه ای و گویش های منطقه ای هیچ نشانی نمی ماند و واژه و لهجه تا چه اندازه به خوبی در جای خود می نشینند و بالنده می شوند و هنرمند بی مانند ما را به همه ی قومش متعلق می سازد و سپس او را به چهره ای ملی و کشوری می رساند  او با یاری از شعر و آواز که هردو برآمده از لطف خدادادی است بطن و متن فرهنگ سرزمینی را ترسیم که در آن بالید و چون کارون ناهمواری های آن را درنوردید و در مسیر خود دشت و بیابان را سیراب کرد و به دریا پیوست .دریای یادها و خاطره ها ،دل های عاشق و دلدادگان عشق ،حنجره به یاری شعر می رود و شعر در این حنجره ی مخملین متبلور می شود .لطافت این دو در کنار هم و مهربانی آنها با هم چیزی را می آفریند و هنرمندی را می پروراند که دل ها را تسخیر می کند و ستاره ها را به تماشا وا می دارد .مالکنون بهمن نه تنها یک مهاجرت ایلی که سفری است به سوی تنفسی دیگر و امید به ادامه ی یک زندگی پر بارتر، گام فشردن بر دامنه های پر صلابت زاگرس و نگاه بر ستاره ی روز و گفت و گو با آن آرامشی است بر آمده از قلبی تپنده که عمری را با دل نگرانی ها سپری کرده و امید به آستاره ها دوخته بود .فرهنگی گسترده در دل های دریایی شناگر ماهر را تا ژرفای زیبای خود می کشاند و به صید درواژه های زبان نیاکانش در زیر نور درخشان آفتاب و لطافت دریای  این فرهنگ به جستاری بی مانند سرگرم و دلگرم می کند و از آنجا آستاره آستاره مهر و صفا  و شادی بر گستره ی جغرافیای قومش به ارمغان می آورد ، در حالی که همتبارانش را به بینش و خوانش شعر و سرود به یاری می طلبد جلوه های طبیعت بکر و پاک را نقاشی می کند تا عاشقان چشم بر زیبایی نبندند و گوش از کلام و نغمه نگیرند و دلدادگان رهتوشه ای از میراث گرانقدر خود بر گیرند .بهمن اسطوره ی تکرار ناشدنی قومی است که با او زمزمه کرد و این زمزمه تا ابدیت ادامه خواهد یافت .یافتن واژه های اصیل و کهن از جمله واژه های عناصر طبیعت که به شعر و آوازش ارزشی بی مانند می بخشد حکایت از زحمات جانفرسای این هنرمند درد آشنا در آشنایی با پیوند واژه ها در مسیر و بررسی منابع کهن دیارمان دارد و این پیوستگی و خویشاوندی واژه هاست که این گونه با آراسته ترین حالت ممکن در کنار هم ، چه خوش می نشینند و چه خوش ادا می شوند و در نهایت زمزمه پذیر می گردند، و این چیدمانی ماهرانه هوش و تلاش و اشراف استاد بهمن علاءالدین را بر فرهنگ قومش آشکارا می سازد . او با افزودن هجا ، کاستی های شعر و موسیقی سنتی دیارش را متحول می کند و به آن طراوتی دیگر می بخشد و تازگی های فراوان و بکری می آفریند که زمانی دراز از ذهن و زبان همتبارانش نه تنها دور مانده که به فراموشی نیز سپرده شدندو این هنرمند با تاسی  از فرزانه ی بزرگ توس این عناصر و واژه ها ی غبار گرفته را به حوزه ی زبان بختیاری بر می گرداند و جانی دو باره بر پیکره ی این فرهنگ می دمد . و این نه یک ادعا بلکه واقعیتی است که بر اهل فن و پژوهندگان زبان و گویش بختیاری پوشیده نیست .استاد آبهمن علاءالدین نیمای شعر لری و خالقی موسیقی قومش هست و خواهد بود .مهربان بزرگواری که سال های جوانی و میانسالی و در یک کلام همه ی عمر خود را با مهر به سرزمینش بر سر این کار نهاد ، با این همه دفتر های گفته و ملودی های ساخته و پرداخته که از کارهای بسیار ارزنده ی او در سال های بعد از آستاره و شاید پیش از آن ، با افسوس وبا درنگ خواسته یا نا خواسته ، برجای می مانَد ، تا باشد که بهمنی دیگر در طالع قومش حلول کند و یادآور اسطوره ی آواز وهنرمند همیشه جاویدان و ورجاوند تبار بختیاری گردد .و اکنون که حضور همیشه سبزش در بین ما خالی است ماییم و یادها و خاطره هاو روح بلندش ، که شاهین وار بر شعر و موسیقی قومش در پرواز است تا رنگ کهنگی نگیرد و لحن بیگانه نپذیرد ، شوگار را با یاد مهتاب به سر می بَرد تا آستاره ی صبح بدمد ، مال کنون در آغوش برافتو آغاز گردد و هیجار در دشت و صحرا بپیچد و کبک تاراز از سنگی به سنگی ، عشوه کند و دختران لچک ریالی ایل به سوی چشمه های زلال بخرامند و پسران تبار عشق بهمن وار به شکار و شهسواری بپا خیزند و شعر و شلیل با بوی پونه و چویل در هم آمیزد و شور و دلدادگی ،در رقص گندمزاران بهار جاری شود و سایه کنار مجلس آرای زنان و مردان سلحشور ایل گردد . به راستی آبهمن بزرگ بود و بزرگ زیست و قومش را بزرگ و سر افراز می خواست بدانگونه که همیشه بود . او بر این باور بود و با این باور همتبارانش را بدرود گفت .اگرچه در این مدت بیشتر از همیشه با ما بود بیش از همیشه آوایش را شنیدیم ،شعرش را مرور کردیم و نامش را بر زبان راندیم .و این درست همان چیزی بود که بهمن بزرگ از سال ها پیش بنا نهاده بود و خود را آنگونه که بود معرفی کرد .مهربان و دوست داشتنی بدور از هر گونه آلایشی ،فاصله ای نمانده بود ، دیده به جای دل رخصت پا پیش نهادن نیافته بود هر چه بود مهر بود و صفای دل ، مهرش به دلها نشست و آرام یافت ،صدایش جاودانه شد ، شعرش زمزمه پذیر و نام و یادش خاطره انگیز . باشد که پیکر پاکش در قلمرو زادگاهش به یادها و خاطرهایمان بپیوندد. اگر چه باور دارم مرگ هنرمند تولد دوباره ی اوست و استاد آبهمن علاءالدین در  دل  های همه ی همتبارانش ، بدانگونه که در  دل من ، آرام گرفته است . با این همه وقتی که دلم تنگ می شود تنها صدای مخملینش آرامم می کند .استاد  بهمن علاءالدین انسانی وارسته ، هنرمندی فرهیخته ، ودوستی راستین بود . او مهربانی را به همه ی دوستانش آموخت .او خودِ مهربانی بود . نام و یادش گرامی باد . 


    28   اسفند 1385  هفته نامه همدلی




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
پنجشنبه 29 آبان 1393 11:16 ق.ظ
به روی چشم
ا.عبدالهی
چهارشنبه 28 آبان 1393 10:58 ب.ظ
درودخان/نفست شاداب وباطراوت /اگه شعرگویشی درقالب غزل داری بزارتااستفاده کنیم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




Admin Logo
themebox Logo